روز یازدهم

از صبح که بیدار شدم،سر درد و چشم درد دارم.همش دوست دارم بخوابم و چشمام رو ببندم.نمی دونم این دردر قراره تا کی ادامه پیدا کنه؟

قبل از عمل یکی از سوالاتی که ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود،این بودش که درد این جراحی چه جوریه؟ازچند نفر که این جراحی رو انجام داده بودن،پرسیده بودم که آیا می تونن دردش رو برام توصیف کنن؟اونا هم ی جواب کلی بهم می دادن که اغلب متوجه منظورشون نمی شدم.

از نظر من دردش،مثل زمانی می مونه که آنفولانزا می گیری و کل صورت ات درد می گیره.البته مقیاس دردش کاملا با آنفولانرا متفاوته.ی نوع استخوان درده و از داخله دهن هم ی نوع سوزشی را حس می کنی،سوزش همراه با فشاری که دندون ها بر روی هم وارد می کنن.من که هر بار که می خوام آب دهنم رو قورت بدم،این فشار رو احساس می کنم و می ترسوندم.این دوشنبه که وقت دارم باید با آقای دکتر در میون بزارمش.فعلا که شیاف گذاشتم و ی کمی از دردم کمتر شده.خدا کنه دیگه نیاد سراغم.

از صبح تا حالا،ی کاسه فرنی،دو لیوان آب هویج،دو لیوان آب سیب و برای ناهار هم به روال هر روز سوپ خوردم.

/ 5 نظر / 24 بازدید
مرضیه

مطمئنم از این به بعد دیگه روز به روز حالت بهتر میشه. بیشتر سختیهاشو گذروندی. دردت هم کم کم خوب خوب میشه. نمیشه درد نداشته باشه. منم داشتم. هیچ دردی مثل درد دندون نیست و این درد کنار سختی تنفس دیوونم کرده بود. اما دیگه کم کم تموم میشه. ایشالا تا چند روز دیگه به زندگی عادیت برمیگردی با یه تفاوت .... یه صورت زیباتر!

مرضیه

دختر خوب چرا اینطوری میکنی با خودت؟ اینهمه استرس داشتن برای چیه عزیز من؟ البته درکت میکنم چون منم تو اون دوران کم از خودت نداشتم. چند روز بعد عمل من هم همین احساسو داشتآم. متوجه شدم دندون آسیای سمت راستم روی پایینی منطبق نیست. خیلی ناراحت شدم اما دکتر مسگرزاده قبل عمل گفته بود جفت گیری دندونات با عمل صد در صد اصلاح نمیشه و با ارتودنسی بعد عمل بهبود پیدا میکنه. با اینجال باز ناراحت بودم. در اولین ویزیت این نگرانیو مطرح کردم و دکتر اطمینان داد با ارتودنسی بعد عمل این موضوع اصلاح میشه. الان یا گذشت 4 ماه از عملم هنوز دندونای عقب منظبق نیست و امیدوارم زودتر اصلاح شه این وضع. تو نباید با هر چیزی خودتو ببازی. هیچکس مثل دکتر مسگرزاده کارشو بلد نیست. شاید اگر جراحتو نمیشناختم با جرفات دل من هم چرکین میشد اما تو بهترین جراحو انتخاب کردی. این موضوع رو با دکتر مطرح کن اما احتمال بیشتر بهت میگه با ارتودنسی اصلاح میشه. خیلی از مشکلات و ترساتو منم تجربه کردم. میفهمتت اما بهت اطمینان میدم گذشت زمان همه این نگرانیها رو برطرف میکنه. اینو کسی میگه که تقریبا همه این مشکلات تو رو نجربه کرده. به خودت مسلط باش مریم جان

مرضیه

lمن نمیدونم چی بگم...پفتم که دندونهای من هم اصلا منطبق نبودند هر دو طرف و خیلی ناراحت بودم از این بابت. منم گاهی حس میکردم فکم تکون میخوره. ورم یه طرف صورت من هم بیشتر از طرف دیگه بود... گاهی حس میکردم دندونام از شدت فشار داره درمیاد. حتی تو گوشم هم صدا میشنیدم. چشمام هم درد میکرد. زیر چونم هم با کوچکترین ضربه ای درد شدید میگرفت... صبحها فکر میکردم فکم حابه جا شده جون از شدت قشار شب قبل به شدت درد گرفته بود. عین دیوونه ها به مامانم میگفنم فکم جا به جا نشده؟ چونم عقب تر نرفته؟ میترسیدم تو آینه نگاه کنم. از شدت این ترسها گاهی گریم میگرفت و هیچکس هم نبود که بهم بگه اینا میگدره. اما من هستم که بهت میگم. خوب اینا همه هست... میدونم چقدر دوست داری وقت دکترت برسه.من روز شماری میکردم چون کسی رو نداشتم که بهم آرامش بده و همش منتظر وقت دکتر بودم. بعد از وقت دکتر بود که آرامش میکرفتم از حرفای دکتر. نکرانیهاتو با دکتر مطرح کن اما از الان میگم دکتر بهت میگه چیزی نیست. چون منم خیلی از مسائل تو رو داشتم.... سرتو با چیزی گرم کن. اگه میتونی با مامانت برو پارک نزدیکی و بشین. بگو دوستات بیان پیشت... فیلم ببین. فکرتو یه جور مشغو

سارا

سلام دختر خوب-امروز حالت چطوره؟خیلی تو فکر حالتم راستش وقتی پستاتو میخونم دلهورم بیشتر میشه کم کم دارم از جراحی میترسم .امروز کلی دعا کردم که دیگه درد نداشته باشی و خوب بشی .خدا یارو یاورت باشه

مرضیه

خوشحالم گلم که میتونم کمکت کنم و کمی فقط کمی از ناراحتتیها و نگرانیهات کم کنم... نیازی به جبران نیست من وظیفه انسانیمو انجام میدم. فقط برام دعا کن از این حال و روز پریشون دربیام و بتونم خودمو و زندگی رو دوست داشته باشم و خوشبخت باشم. من مطمئنم بعد دوهفته روز به روز بهتر میشی. فقط سعی کن به چیزهای مثبت فکر کنی. مثلا واکنش دوستانو آشنایانت بعد دیدن تو، واکنش استادات، آینده بهتر... به مامان گلت هم سلام برسون. [گل]