روز بیست و یکم

یا تو....

رجز خواندم و رجز خواندی

خود را معرفی کردم و خود را معرفی کردی..

گفتم:من همانم که به تو پشت کرده ام

گفتی:من همانم که برایت آغوش گشوده ام!

گفتم:من به جنگ تو آمده ام

گفتی:من دست هایم را سپر کرده ام تا از هیچ جنگی زخم نخوری!

گفتم:مگر نمی بینی هر روز پنجه می کشم به صورتت؟

گفتی:مگر نمی بینی هر شب روی زخم هایت مرهم می گذارم؟

تو از مهر گفتی و من از کین

من بدترین بودم و تو بهترین

تو خودت را گفتی و من خودم را..

دیگر نمی شد چیزی گفت!

دست به اسلحه ام بردم...

گریستم

در آغوشت

که این تنها سلاحم بود....

و ما سال ها بود یکدیگر را می شناختیم....

"سید حسین متولیان"

از وقتی جراحی کردم خلع سلاح شدم،نمی تونم گریه کنم و از دیشب تا حالا به شدت احتیاج دارم که اشک بریزم.چشم سمت چپ ام خشک شده،هیچ اشکی ازش نمی یاد.چند روز قبل از عمل مدام ازش اشک می اومد،رفتم پیش چشم پزشک،گفت ی مقداری مجرای اشکی ات تنگ شده که باید باز بشه.حالا نمی دونم از اونه یا از تاثیرات جراحیه ولی ای کاش می تونستم اشک بریزم،شاید سبک می شدمناراحت

/ 6 نظر / 38 بازدید
آتش زیر خاکستر

سلام داستان نبرد ایران و امریکا به قلم دوست خوبم سیدپوریا ثائری هم اکنون به صورت pdf بر روی وبلاگ بنده است پیشنهاد می کنم حتما بخونید بسیار جالبه

سمن

سلام مریم جون ،عزیزم این پستت خیلی غمگینم کرد .خیلی سخته که نشه گریه کرد و اشک ریخت . بالاخره پاسخ چشم پزشک چه بود؟ چه زمانی درست می شه؟ یعنی تاثیر عمل هست ؟ دکتر زمانی که بهت گفت فرم چشمات عوض شده منظورش چی بود ؟ اونکه در ناحیه چشم کاری نکرده بود . اگر چشماتو هم توی این مدت نتونی به خوبی باز نگه داری و سوزش داشته باشه دیگه دیدن و خواندن و بازی کردن هم نداری و انتظار برات سخت تر میشه .نمی دونم چی بگم ،فقط دارم میگم ولی واژه ها با من یار نیستند . مریم جان...مراقب خودت باش.

آیدا

سلام مریم جان خوبی؟ بهتری عزیزم؟ قربونت برم این حرفا چیه منو بچه ها کنارتیم. غصه نداره. هر مشکلی داری این هم میگذرد گلم. مشکل اشکت هم امیدوارم رفع بشه. ایشالا خوشکل که هستی خوشکل تر بشی. به چند ماه دیگه فکر کن. زن که گریه نمیکنه [نیشخند] بوس بوس من بالاخره تونستم پیش دکتر مسگر زاده نوبت بگیرم خیلی خوشحالم. بازم از وضعیتت واسم بنویس دلگرمم میکنی نفسم. بازم بهت سر میزنم قربانت.[چشمک]

مرضیه

عزیزم گریه چرا؟ نگرانت شدم. نمیدونم علت ناراحتیت چیه اما من هم روزهای آخر موندن تو خونه قبل رفتن سر کار خیلی حساس شده بودم و همش میخواستم گریه کنم. خدا کنه زودتر به زندگی عادیت برگردی. بعید میدونم مشکل چشمت از بابت عمل باشه. من دیدم افرادی رو که از چشم درد بعد عمل شکایت میکنند از جمله خودم، اما مشکل چشم تو احتمالا ربطی به عمل نداره. سرژا که شدی حتما به چشم پزشک مراجعه کن. ایشالا که جای نگرانی نیست.

آیدا

سلام مریم جون. خوبی؟ امروز هم نیستی. از بس دلتنگتم تمام پست هاتو دوباره از اول خوندم[قلب]

کیمیا

[ناراحت]عزیزم امیدوارم ربطی به خود جراحی نداشته باشه و از عدم تعادل سیستم بدنیت بعد از جراحی و ضعیف شدنت باشه . نگران نباش خوشگلم . رفتی پیش چشم پزشک حتما اطلاع رسانی کن تا ما هم از نگرانی واست دربیایم. به امید روزای خوبی که می یای و میگی[ماچ]