عاشقانه ای برای روز بیست و سوم

اصولا این وبلاگ رو با این هدف ایجاد کردم که خاطرات ام رو بنویسم،شاید کمکی باشه برای کسانی که این جراحی رو پیش رو دارن.ولی جدیدا احساس می کنم که خیلی کسل کننده شدم،همش تکرار مکرراته،ولی باز هم نوشتم چون بعضی از دوستان ازم خواهش کردن که به روز باشم،پست روز 23 ام رو نوشتم و به وظیفه ام عمل کردم،این متن رو هم واسه دل خودم و شماها این جا میزارم،خودم که خیلی دوسش دارم و حال و هوام رو عوض می کنه،امیدوارم شما هم از خوندنش لذت ببرید:

من به این انتظار اکتفا نمی کنم

تو را از این شهر ، از شب ،

از این فاصله های ممتد پس خواهم گرفت

تو خواهی آمد

بگذار هیاهوی جاده ها کر کند گوش بودن هایمان را

بگذار شبهای کش دار تنهایی ،

خودش را بکشد به رخ گریه های بی کسی

بگذار دیوارها ، به بلندای سکوت این خانه قد بکشند

بگذار این تخت ، هیچ خوابِ خوشی برای ما نبیند

بگذار یک شهر ، با درهای بسته اش ، مرا ناامید کند

من رویای خوش آمدنت را آلوده به هیچ فریب غم انگیری نمی کنم

برای من تو هرگز نرفته ای

خوابهای من جایی از عمق یک نیاز به پشت چشمانم می رسند

خوابِ بازگشتِ تو ، از همان راهی که رفته بودی

خوابِ جاده های شمال

خوابِ مه
خواب ماه
خواب دستهای ما

تو خواهی آمد
بارها گفته ام

برای خواب من جاده ها تعبیر است نه تدبیر
می گذارم باران ببارد

می گذارم باران تا خود صبح ببارد
باور من این است

غبار کوچه ها که شسته شد ، تو می آیی
تو خواهی آمد

تنها تو می دانی من از صدای غربت
من از صدای تنهایی

من از سکوت این شهر می ترسم
تو خواهی آمد
تو خواهی آمد

در آغوش خواهی گرفت
کسی را 
که هرگز رفتنت را باور نکرد

کسی که ایمان داشت , عشق همیشه در مراجعه است

"نیکی فیروز کوهی"

/ 10 نظر / 54 بازدید
سمن

سلام به مریم عزیزم .. می فهمم که خیلی روزهای سختی و پشت سر می گذاری ، چه اندازه شعر امروزت رو دوست داشتم، بسیار زیباست .. بهم سر بزن مریم جان بیا مهمانی تا فکرهایت اندکی کم بشه . [گل][گل]

کیمیا

سلام به مریم گلم. شعری بسیار زیبا انتخاب کردی و دوست داشتی .عالی بود.... هرچند واسه خودت این مسایل بعد جراحی تکراری شده اما من و شاید خیلیا مثل من دوست داشته باشند همون مسایل تکراریو تو یه روز دیگه بدونن که بالاخره کی از شر این دنگ و فنگها راحت میشی. خیلی مهمه چه تغییرات مثبت و مساعدی هرچندجزیی تو اون روز داشتی. بازم مرسی که می نویسی . فکر کنم دیگه سختیها رو به پایانه[گل]

فک نازیبا( الی)

سلام عزیزم مرسی که براموون مینویسی من چند روز مسافرت بودم نتونستم نوشته هاتو بخونم تا اومدم خونه دوباره شروع کردم به خوندن امیدوارم هرچه زودتر خوبه خوب بشی حتی اگه خوبم شدی بازم براموووون بنویس با آرزوی سلامتی هرچه زودتر تو مریم عزیزم

مریم

[گل]

زینب

سلام دوستان پیشکسوت من 24سالمه و بعد مدتها خانودمو راضی کردم که جراحی کنم. دکترا میگن فک بالام عقبه و فک پایین جلو. تا الان پیش 4تا جراح رفتم ولی هنوز تصمیم قاطع نگرفتم و استارت کارم که اردتودنسی هست رو انجام ندادم. دنبال 1دکتر خوب و منصف میگردم چون هزینه عمل رو خودم میخام بدم نمیخام زیاد گرون باشه از یطرف .کسی میتونه راهنماییم کنه؟

زینب

راستش من ازین میترسم که اگه فکمو جراحی کنم بینی بزرگتر نشون داده شه. آخه الان همه میگن بخاطر ایراد فکت بینی به چشم نمیاد.میترسم بخام ابرومو درست کنم بزنم چشممو کور کنم

مرضیه

سلام مریم جون. حالت چطوره عزیزم؟ ببخش این مدت بهت سر نزدم. تو فکرت بودم فقط انقدر دغدغه های روحی بود و از اون طرف فشارهای مختلف که به هیچکدوم از دوستام چه مجازی و چه دوستای حقیقی نتونستم سر بزنم. عزیزم دکتر بعد عمل هیچ رادیو گرافی یا عکسی واسه من ننوشت. هر چی بود قبل عمل بود. اما چندبار که رفتم رادیولوژی همون روز جوابو بهم دادند. احتمالاً واسه اون رادیوگرافی خاص هم همینطور باشه. نمیدونم عکس رو برای چی میخواد، واسه بعضی بیمارها مینویسه واسه بعضی هم نه. به هر حال حتما خیره. خودت چطوری؟ بهتر شدی ایشالا؟ مشکلاتت حل شد. چیزی نمونده تا باز شدن دهانت! میدونم خیلی خوشحالی. ممنون که اومدی وبلاگم و بهم دلگرمی دادی. وجود دوستانی مثل شما همیشه حس خوبی بهم داده. امیدوارم تا الان از فرم صورتت راضی باشی هر چند کمی طول میکشه تا شکل نهایی صورتت معلوم شه. این شعر هم واقعا زیبا و دلنشین بود. وبلاگت رو هم زوتر آپ کن دوست خوبم. [گل][ماچ]

سمن

سلام نازنین مریم ،خوبی عزیزم؟ مریم جان واقعا نگرانت بودم چند روز سر زدم دیدم به روز نشدی و رفتم امروز می خواستم بیام پایم دل نگرانی برات بگذارم که دیدم جواب مرضیه جان رو دادی و مطمئن شدم حالت خوبه .. چرا چند وقته که نمی نویسی عزیزم؟ دکتر نگفته چرا مدت بسته ماندن فک زیاد شده؟ ورم ها از بین رفته؟ فرم صورتت چطور شده راضی هستی عزیزم؟ راستی مریم جان فرم چشمهات و هنوز هم حس می کنه باز تر شده؟ یعنی کشیده تر؟ مراقب خودت باش عزیزم.. وقت عملم گمون می کنم بیفته اواخر مهر ماه .[گل][گل]

سمن

[گل]مریم جان کجایی ؟ چهارشنبه هست و تو هنوز هیچ چیزی ننوشتی.. ما اینجا نگران تو هستیم و تو نیستی .. خبری بده عزیز من.[گل]

آیدا

سلام الان 8روزه که میام و از تو خبری نیست [ناراحت][ناراحت]لطفا اگه مطلبی هم نداری بنویسی حداقل تو پست هر روز بنویس "حاضر" مردم از دلشوره....