روز چهاردهم

"الهی و ربی من لی غیرک اسئله کشف الضری"

پروردگارم،جز تو کسی را ندارم که بخواهم از او نجاتم دهد.

خیلی خوشحالم که شنبه شده.از وقتی که جراحی کردم،از آخر هفته ها وحشت دارم.نه که مطب پنجشنبه ها و جمعه ها تعطیله.دوست دارم به دکتر دسترسی داشته باشم،این موضوع بهم آرامش می ده.

امروز تقریبا همش خواب بودم.دیشب هم دیازپام خوردم و هم به خاطر تب،استامینوفن.ی جورایی گیج و منگ ام کرده.چند روزیه دردام مقطعی شده،مثلا ی چند ساعتی هست،دوباره خوب میشه.در مورد ورم هام هم نمی دونم دیگه واقعا ورم ان یا صورت خودمه،سمت چپ ام رو مطمانم که ورم داره ولی فکر می کنم که سمت راست ام ،دیگه ورم نداره.صورت ام هم چنان سنگینه و مثل ی تیکه سنگ شده.واسه بهتر شدن تنفس ام هم تو اتاقم بخور گذاشتم،خیلی موثره.

برای صبحانه،طبق معمول فرنی خوردم.برای میان وعده ها،ی لیوان آب سیب طبیعی،ی لیوان آب نمی دونم چند میوه بود(هر چی میوه تو یخچال بود مامانم ریخته بود تو مخلوط کن)و ی لیوان آب آناناس خوردم.برای ناهار طبق معمول سوپ خوردم و برای شام هم احتمالا سوپ خواهم خورد.

راستی مامانم امروز رفته بود بیمارستان و مدارک ام رو برای ارائه به بیمه گرفته بود.توش نوشته بود که مدت زمان بیهوشی 5 ساعت بوده و جراحی از ساعت 8:10 تا 11:30 طول کشیده بوده.برام جالب بود.دکتر بیهوشی هم دکتر صابری بودن

 

 

 

/ 4 نظر / 24 بازدید
گروه دختر و پسر

بزرگترین گروه دختر و پسر ایرونی تفریح، شادی و سرگرمی http://groups.yahoo.com/group/Shekar/join

armin

سلام صبحانه: فرنی میان وعده: ی لیوان آب سیب طبیعی، ی لیوان آب چند میوه !!! و ی لیوان آب آناناس " منم از اینا میخوام!!!!! یکم درباره این بیمه توضیح میدید؟؟

armin

بله. خوبه که مادرتون پی گیر کاراتون هست. "" در ستایش این مادر "" مرا به کعبه چه حاجت! طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستانش هم وضو باید گرفت ...