روز پانزدهم

امروز خیلی دیر گذشت.همش به ساعت نگاه می کنم که چقدر دیر حرکت می کنه.فشار دندون هام رو خیلی بیشتر حس می کنم و واسه قورت دادن هر چیزی اعم از آب دهانم هم باید کلی تلاش کنم و کلی فشار رو تحمل کنم.فردا حتما باید این ها رو با آقای دکتر در میون بزارم.

چند روز پیش که رفته بودم مطب شیدا بهم می گفت دوره ی بیماری طوری هستش که از روز پانزدهم ی هویی ی تحول عظیم در سلامتی ات ایجاد میشه و حالت خیلی بهتر میشه.این طوری ها که اون گفت نشد ولی امروز شکر خدا ی کمی بهترم.

/ 6 نظر / 81 بازدید
محمد

سلام دوست عزیز با یک مطلب کوتاه و بسیار زیبا با نام: آیا از جن باید ترسید؟، به روز هستیم پیشنهاد می کنم حتما مطالعه کنید.منتظر نظرت در رابطه با سایت هستم.

armin

سلام ی کمی دیر پست امروز رو گذاشتید و به خاطر همین احساس میکردم که امروز ی کمی براتون دیر گذشت. خدا رو شکر که امروز ی کمی بهتر هستید.

سمن

سلام مریم جان .. از خدا می خوام هر چه سریع تر این زمان ها برات بگذره . راستی مریم جون فرم لبهات به چه شکل در اومده؟ این تنها سوالی هست که من از دکتر نپرسیدم ،کاش این دفعه که میری پیش دکتر ازش بپرسی فعلا از همه بیشتر تو هستی که دکتر و می بینی ،من که دیگه نمی بینمشون تا روز عمل . اون خطی که بین لب پایین و چونه هست در صورتی که چونه رو بیارن جلو از بین میره یا هنوز هست؟ مال خودت زیر لبت بین لب و چونه این خط هست؟ کلا از فرم لبها راضی هستی؟یا قبلا راضی تر بودی ؟ مرسی عزیزم

سمن

من این هفته وقت دارم ولی گمونم به همه ی کارهام نرسم و مجبور بشم تا وقتمو یکی دو هفته عقب بندازم فعلا نمی دونم چی میشه .بهم سر بزن مریم جان راستی عزیزم تو فک پایینت جلوتر بود یا عقب تر؟ ماله من عقب تر هست برای همین نگران فرم لب پایین هستم چون الان همون شکلی جلو و با خط هست .

کیمیا

سلام مریم جون چطوری؟؟ چرا روز شانزدهمو نزاشتی ؟ من همش میامو سر می زنم امیدوارم که خوب باشی و خوشحال[گل]

armin

سلام منم همینطور منتظر پست روز شانزدهم. نکنه ماهارو فراموش کردید!!! اما ما همچنان پی گیر حالتون هستیم. امیدوارم که حالتون خوب خوب خوب باشه.